على محمدى خراسانى

100

شرح مكاسب (فارسى)

طلا مثلا ده هزار تومان ارزش دارد ولى اگر آن را بشكنيم و به دو نصف قسمت كنيم از قيمت آن كاسته شده و هر نصفى قيمت نصف مجموع را تأمين نمىكند ، « 1 » [ زيرا هيئت اجتماعيّه نقش داشته كه از بين رفته است . ] [ اشكال شيخ به تعريف مشهور و جواب آن ] : قوله : قلت : مرحوم شيخ مىفرمايد : طبق توضيح قبلى از تساوى اجزاء اشكالى به تعريف مشهور به ذهن مىآيد و آن اينكه : اگر ما يك درهم را در نظر بگيريم نبايد آن را مثلى بدانيم چرا كه وقتى آن را شكسته و به دو نيم درهم تبديل كنيم هر نصفى قيمت نصف مجموع را تأمين نمىكند و از ارزش آن كاسته مىشود ، پس تعريف مذكور بر آن منطبق نيست پس نبايد مثلى باشد در حالى كه بالاجماع درهم و دينار از مثليّات شمرده شده است . پس تعريف مذكور جامع افراد نيست . : قوله : الّا ان يقال : مرحوم شيخ از اشكال خودش جواب داده و مىفرمايد : [ مثلى بودن يك درهم نسبت به شخص همان درهم نيست زيرا كه اين معنى ندارد شخص شيئى كه مثل خودش نيست و اصولا مثليّت و مماثلت دليل بر اثنينيّت و دوئيّت است ، واحدى هم بدان تفوّه نكرده ] باقى مىماند اينكه مثلى بودن آن يا به لحاظ جنس باشد كه جنس درهم فضّه و نقره است چه سالم و چه مكسور و شكسته شده ، و يا به لحاظ نوع درهمهاى سالم در دنيا باشد و يا بهتر آنست كه بگوئيم به لحاظ صنف آن است كه هر نوعى خود اصنافى دارد و هر صنفى افرادى دارد و هر فردى از صنف درهم سالم عراقى مثلا با فرد ديگرى از همان صنف مثل هم مىباشند و به اين لحاظ درهم واحد هم مثلى است . : قوله : و لذا : شاهد اين مطلب كه مثلى بودن در هم به لحاظ نوع يا صنف آن يعنى

--> ( 1 ) مسالك الافهام ، ج 2 ، ص 260 .